قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
410
تاريخ الفي ( فارسى )
مىدانسته باشد - مؤمنان را از تزكيهء نفس نهى نمىفرمود ، در اين مكتوب شمّهاى از مناقب و فضائل اهل بيت در قلم مىآوردم بر وجهى كه هرمسلمانى مىشنود بدان معترف و مقرّ مىبود . و اگر مآثر مشهوره و مفاخر موفورهء من ترا فراموش گشته است ، بعضى از آن به فحوى وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ « 1 » - يعنى : اى محمد ! نعمت پروردگار خود را آشكار كن - به ياد تو دهم . اى پسر هند ! دست از اين كار باز دار و مرا بر آن مدار كه كلمة الحق با تو بگويم كه با زمرهاى كه از همه حيثيتى بر تو تقديم و تفضيل يافتهاند دعوى مساوات مكن و بدان كه ما از بدايع صنايع آفريدگاريم و حكم ساير خلق نداريم و كمال حلم ما باعث بر آن است كه با مردم مجالست مىنماييم و طريق اختلاط مسلوك مىداريم . مشكوة هدايت از ما و شجرهء ملعونه از شما . هاشم بن عبد مناف از ماست و سگ اخلاق يعنى اميّه از شماست . شيبة الحمد يعنى عبد المطّلب از ماست و كذّاب مكذّب « 2 » از شما . طريد « 3 » پيغمبر از شما و طيّار بهشت از ما . حمزه سيّد الشهدا « 4 » از ماست و دشمن كتاب پروردگار و سنّت سيّد ابرار از شما . سيدة نساء العالمين « 5 » از ماست و امّ الجميل حمالة الحطب « 6 » از شما . و فصلى كه در باب قتلهء عثمان نوشته بودى و درخواست كرده بودى كه ايشان را به تو فرستم ؛ ترا نمىرسد كه طلب خون عثمان كنى و از من پسنديده ننمايد كه آن جماعت را پيش تو فرستم . اگر فرزندان عثمان كشندگان پدر خود را طلبند محقّند . و اگر تو دعوى مىكنى كه من از اولاد عثمان قوّت و مكنت و تبع بيشتر دارم ، لايق آن است كه در امرى كه اكابر مهاجر و انصار اتّفاق نمودهاند موافقت كنى ، آنگاه قتلهء عثمان را به حضور من آورده زبان دعوى بگشايى و حجّتى كه در آن باب دارى فرانمايى تا آن قضيّه به موجب حكم كتاب الهى و سنّت حضرت رسالتپناهى فيصله يابد . و ديگر آنچه در آخر نامه نوشته بودى كه ترا و ياران ترا نيست نزديك من مگر شمشير ؛ از اين سخن بغايت متعجّب گشتم . يابن آكلة الأكباد ! - يعنى اى پسر جگرخوار « 7 » - تو از كه شنيدى كه اولاد عبد المطّلب از شمشير ترسيدند و در جنگ پشت بر دشمن گردانيدند ؟ تعجيل
--> ( 1 ) . ضحى ، 11 . ( 2 ) . منظور ابو جهل است كه بيش از همهء مردم با رسول اللّه ( ص ) دشمنى كرد و در جنگ بدر كشته شد . ( 3 ) . منظور حكم بن عاص و پسرش مروان است كه رسول اللّه ( ص ) از مدينه تبعيدش فرمود . ( 4 ) . اشاره به حمزة بن عبد المطّلب است كه در جنگ احد كشته شد و رسول اللّه ( ص ) لقب سيّد الشهدا به او داد . ( 5 ) . منظور فاطمه زهرا ( ع ) است كه به لقب خير نساء العالمين ( - بهترين زنان جهان ) ناميده شده است . ( 6 ) . دختر حرب و عمّهء معاوية بن ابى سفيان و همسر ابو لهب است كه ذكرش در سورهء مسد آمده است . و اشاره امام به « حمالة الحطب » به استناد همين آيه از قرآن است . ( 7 ) . اشاره است به خورده شدن جگر حمزه سيّد الشهدا توسط هند مادر معاويه .